"بی حس "
می خواهم از تو بپرسم احساست را
وقتی هیچ حسی نداری
وقتی این حس را می شناسی اما برایت غریبترین چیز است
و تو کرخ می شوی
کرخ و بی حس
مثل سایه ای مرده مثل خوابی خشک و سرد
هر قدم اشتباهی دیگر است هر ثانیه مثل سدی مانع
و نتوان رفت و نتوان ماند
و تو کرخ می شوی
مثل ماندن در تردید
مثل مرز مرگ و خواب
وقتی محترم نمی شمارندت
وقتی در خصاصت لبخندند
و نتوان رفت و نتوان ماند
و می خواهم از تو بپرسم احساست را
وقتی فقط نظاره گری
هر عملی که انجام دهی اسیر زنجیری
هر کلامی که گویی با توبیخ مواجه شوی
و تو کرخ می شوی
کرخ و بی حس
مثل سکوت یک سنگ
مثل فریادی منجمد
و نتوان رفت
و نتوان ماند
...sheri az khodam...
.................................
..........................
........................
.....................
...................
..................
..................
...........
..............
..............
.............
................
....................
.....................
..................
...............
.............
...........
...........
.............
--
-
-
--
Dear God bestow us the world's savior
--
║▌│█│║▌║│║▌│█│║▌║║▌║
w w w . c g w a r e z . c o m
--
Dear God bestow us the world's savior
--
Dear God bestow us the world's savior
Previous Page12345...Next Page